اثر عدم تعیین مدت برای خیار شرط
یکی از مفاهیم حقوقی رایج در قراردادهای متداول بین مردم واژه خیار می باشد بدین معنا که هریک از طرفین با توافق به عمل آمده یا تعیین وضعیت از سوی قانونگذار در قوانین جاری می توانند قرارداد را فسخ نمایند در صورت تمایل می توانید تا پایان مقاله با ما همراه باشید تا با اثر عدم تعیین مدت برای خیار شرط آشنا شوید.
مفهوم خیار:
خیار عبارت است از توانایی یکی از طرفین قرار داد در برهم زدن قرارداد.
خیار شرط چیست؟
طبق ماده 399 قانون مدنی…در عقد بیع (و سایر عقود قانونی مثل صلح واجاره و…)، ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع (فروشنده) یا مشتری (خریدار) یا هر دو، یا شخص خارجی، اختیار فسخ معامله، باشدبه این شرط خیار شرط می گویند.
مثال: در مبایعه نامه قید گردد…فروشنده ظرف 1 ماه از تاریخ انعقاد عقد، حق فسخ قرارداد را، دارد چنین شرطی یا مواردی شبیه این، در قرارداد ها، از مصادیق خیار شرط یا شرط خیار، هستند.
ماده 399 قانون مدنی:
«در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معینی برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامه باشد.» این خیار را خیار شرط گویند و این عقد را عقد خیاری می نامند.
مبنـای خیــار شرط:
آیه ی شـریفه ی «اَوفُو بِالْعُقوُد» اسـت؛ زیــرا وقتی عقـد مقــرون به شـرط جایزی باشـد، مـیبـایست بـه موجب قــاعده ی «اَلْمُؤمِنوُن عِندَ شُروُطِهم» به آن وفـا نمود.
شرایط خیار شرط –آثار
خیار شرط (حق فسخ) ممکن است برای فروشنده و یا خریدار و یا شخص دیگری (غیر از طرفین قرارداد)، بصورت بلادلیل در قرارداد، در نظر گرفته می شود.
نکته: اگر طرفین قرارداد، این حق فسخ خود را، منوط به شرط و شرطی در قرارداد، کرده باشند به اینگونه خیار، خیار تخلف از شرط می گویند نه خیار شرط (که ممکن است بصورت شرط فعل، صفت و یا نتیجه در قرارداد درج شود)
- طرفین قرارداد میبایست ابتدا و انتهای مدت خیار شرط را، تعیین کرده باشند و در صورت عدم تعیین ابتدای مدت خیار (حق فسخ)، ابتدای آن از تاریخ عقد، محسوب می شود. و انتهای آن ممکن است تا تاریخ تنظیم سند و یا تاریخ تحویل و یا سررسید قسط بعدی و..محسوب شود.
تفاوت آن با شرط خیار
- خیار شرط و شرط خیار، دارای یک مفهوم قانونی می باشد، خیار شرط، مختص عقد بیع نیست و در سایر عقود قانونی (بیع، اجاره، مضاربه و..) نیز، می توان آن را شرط نمود ولکن در وقف و اقاله (تفاسخ) وایقاعات و عقد نکاح، خیار شرط را نمی توان قرارداد.
نحوه اعمال خیار شرط، توسط ورثه چگونه است…..خیار شرط به ورثه به ارث می رسد و لکن ..گروهی معتقدند ..حق خیار بین ورثه، قابل تجزیه است. نتبجه: عملا حق کلیه ورثه چه بخواهند از حق فسخ استفاده کنند و یا نخواهند استفاده کنند به قوت خود باقی است و عده ای معتقدند حق فسخ غیر قابل تجزیه است، در صورت اعمال حق فسخ از ناحیه بعضی از وراث و عدم اعمال از ناحیه وراث دیگر، در نهایت قرارداد به اعتبار خود باقی است.
کلمات و جملاتی که در قرارداد دلالت بر خیار شرط می نماید.
مثال: طرفین ظرف 6 ماه از تاریخ انعقاد قرارداد حق عدول از قرارداد را دارند یا می توانند قرارداد را برهم زنند و یا حق انصراف از قرارداد را، دارند.
تفاوت خیار شرط و سایر خیارات قانونی:
خیار شرط یا شرط خیار | سایر خیارات قانونی |
خیار شرط منشاء قراردادی دارد (با توافق طرفین خیار شرط ایجاد می شود) | سایر خیارات قانونی، منشاء قانونی دارد یعنی قانون ولو آنکه طرفین در خصوص آن توافق نکنند، این خیارات را برای طرفین قرارداد، در نظر گرفته |
هم می توان برای طرفین قرارداد و هم شخص ثالث (خارج از قرارداد) حق فسخ در نظر گرفت | اختصاص به طرفین قرارداد، دارد |
تفاوت خیار شرط و خیار تخلف از شرط (خیار اشتراط):
خیار شرط | خیار تخلف از شرط |
خیار شرط به صرف توافق طرفین ایجاد می شود و برای اعمال آن نیاز به دلیل ندارد | این خیار در نتیجه تخلف از مفاد قرارداد و یا عدم انجام آن، حاصل می گردد |
نکاتی در باب خیار تخلف از شرط:
1- حق فسخ حاصله از خیار تخلف شرط فوریت ندارد و دارنده حق فسخ هر زمان بخواهد می تواند از حق فسخ خود استفاده کند.
2- در صورتی که در قرارداد شرط شده باشد تاخیر در پرداخت هر کدام از چکها موجب حق فسخ برای فروشنده است در این حالت درخواست مطالبه چک از طریق محاکم حقوقی می تواند دلالت بر ساقط شدن تلویحی دارنده حق فسخ دارد.
3- دارنده حق فسخ باید دادخواست خود را در چارچوب تایید حق فسخ تقدیم نمود و نمی توان تقاضای فسخ قرارداد را از طریق محکمه بنماید چرا که فسخ یک عمل قضایی نیست تا بتوان از طریق دادگاه درخواست اعمال آن را نمود.
4- الزامی به تقدیم دادخواست تایید فسخ نیست مگر آنکه بخواهید از آثار آن بصورت همزمان استفاده نمایید مثلا: مطالبه ثمن معامله را نیز بخواهید.
5- دادخواست تایید فسخ میبایست تحت عنوان دادخواست مجزی مطرح گردد مگر آنکه درضمن دفاع در قبال دعوی طرف مقابل مطرح شود.
ضرورت تعیین مدت در خیار شرط؟
دلیل لزوم تعیین مدت برای خیار در بیع خیاری این است که درصورت عدم تعیین مدت، شرط مجهول میشود و مجهول بودن آن موجب جهل در ارزش مبیع میشود، زیرا وجود خیار شرط و مدت آن در بیع در ارزش مبیع تأثیرگذار است. لذا ماده۴٠١ قانون مدنی مقرر داشته است: «اگر برای خیار شرط، مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع، باطل است.»
نامعین بودن مدت خیار درصورتی که خیار برای فروشنده باشد موجب کاهش ارزش مبیع برای مشتری به مقدار نامعینی میگردد.
اگر خیار برای مشتری و مدت آن نامعلوم باشد، قیمت مبیع به میزان نامعینی افزایش خواهد یافت و بنابراین در هر دو صورت ارزش مبیع مجهول میشود.
جهل به مبیع نیز مطابق مادهی233 قانون مدنی باعث بطلان بیع خواهد شد درحالیکه با معین بودن مدت خیار میزان تغییر در ارزش مبیع معلوم است.
تفاوت بین خیار شرط با شرط خیار:
شرط خیار یعنی شرطی که خیار (اختیار فسخ) ایجاد می کند. خیار شرط یعنی خیاری (اختیار فسخ) که از شرط حاصل می شود.
نکات تکمیلی اثر عدم تعیین مدت برای خیار شرط:
1-مدت حتما باید معلوم باشد.
2- در همه قراردادها به استثنای قرارداد وقف و ازدواج ممکن است شرط شود.
3- ابتدای خیار شرط طبق توافق دو طرف قرارداد، معین خواهدشد و درصورتیکه ابتدای آن ذکر نشده باشد، از تاریخ قرارداد محسوب میشود.
4-این خیار مبتنی بر رضایت و توافق دو طرف قرارداد است.
5-این خیار تنها خیاری است که میتوان آن را برای اشخاص دیگری غیر از دو طرف قرارداد (اشخاص ثالث) گذاشت.