اقسام شرط در فقه

شرطی که در ضمن یک عقد آورده می‌شود می‌تواند یکی از اقسام زیر را داشته باشد:

-- شروط صحیح

-- شروط باطل

-- شروط باطل و مبطل

-- شروط صحیح

در ماده ۲۳۴ قانون مدنی است که " شرط به سه قسم است

۱- شرط صفت

۲- شرط نتیجه

۳- شرط فعل (اثباتاً یا نفیاً)

-- شروط باطل

شروط باطل را نیز خود قانون مدنی در ماده ۲۳۲ آورده است: " شروط مفصله زیر باطل است ولی مفسد عقد نیست:

۱- شرطی که آنجام آن غیر مقدور باشد.

۲- شرطی که در آن نفع و فایده نباشد.

۳- شرطی که نامشروع باشد.

عده ای از حقوقدانان شروط باطل را منحصر در این سه قسم نمی دانند. بدین توضیح که در ماده ۲۳۳ قانون مدنی در بند دو این ماده آمده است: " شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل عوضین شود باطل و مبطل است. " حال اگر شرط مجهولی‌ که موجب جهل عوضیین نشود مبطل نیست اما شرط باطل که محسوب می‌شود. لذا دکتر کاتوزیان شرط مجهول را از شروط باطل می‌داند. در مقابل دکتر امامی، شرط مجهول را باطل نمی دانند.

۱- شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد:

شرط غیر مقدور (محال یا ممتنع) شرطی که عقلاً و یا عادتاً یا قانوناً متعهد آن شرط در حین تعهد، توانایی عمل کردن به آن شرط را در زمانی که باید به آن عمل کند را نداشته باشد.

مقدور نبودن شرط بایستی ناشی از وضع مال و یا طبیعت‌کار مورد تعهد باشد.‌ به طوری که غیر مقدور بودن، منتسب به مشروط‌ له یا مشروط علیه نباشد. مانند بیماری و یا ورشکستکی. از مفاد دو ماده ۲۳۶ و ۲۳۸ قانون مدنی‌ این نکته استفاده می‌شود که شرط غیر مقدور در صورتی باطل است که اجبار ملتزم به انجام آن غیر مقدور باشد و دیگری هم نتواند از جانب او، مورد شرط را انجام دهد. برای غیر مقدور بودن شرط، دو وصف ذکر شده است:

الف‌.دایمی باشد نه موقت و زود‌گذر، ناتوانی موقت بایع در تسلیم مبیع، باعث بطلان عقد نیست.

ب‌.به هنگام تسلیم باشد. اگر طرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی را قرارداده باشند، قدرت بر تسلیم درآن موعد شرط است نه در زمان عقد.

۲-شرطی که در آن نفع و فایده نباشد:

هر عمل حقوقی که با اراده طرف یا طرفین انشاء می‌شود، برای ایجاد یک اثر حقوقی است. اگر انشاء عقد یا یک شرطی را طرفین اراده نمایند که دارای اثر حقوقی نبوده و سود یا نفعی نیز به همراه نداشته باشد؛ لغو و بیهوده خواهد بود و قانون چنین شرطی را باطل می‌داند.

۳-شرط نامشروع:

شرط نامشروع، به شروطی که مخالف قانون، اخلاق حسنه و یا نظم عمومی بوده و اجرای آن نظم جامعه را بهم می‌زند و از این جهت قابل اجرا نباشد، گفته می‌شود. به عنوان نمونه اگر در ضمن عقد نکاح شرط شود که زوج نسبت به نفقه زوجه تعهدی نداشته باشد این شرط نامشروع وباطل خواهد بود.

ضمانت اجرای شروط باطل:

باطل بودن این قسم از شروط، هیچ اثری در عقد ندارد. مگر در صورتی که اولا بطلان شرط مستند به مشروط له نباشد وثانیا مشروط‌له از فاسد بودن شرط اگاه نباشد. در این صورت مشروط له حق فسخ عقد را خواهد داشت. (مفاد ماده ۲۴۰ قانون مدنی) به طور خلاصه ضمانت اجرای شرط باطل به این شکل خواهد بود.

أ‌.شرط غیر مقدور

در صورت جهل مشروط له به فساد شرط و عدم استناد فساد به وی برای او حق فسخ خواهد بود.

ب‌.شرط بی فایده

اختلافی است به نظر دکتر کاتوزیان در هر صورت از این بابت حق فسخ ایجاد نمی شود ولی دکتر امامی حق فسخ را برای مشروط له قایل است.

ج.شرط نامشروع

با جمع شدن دو شرط که در بالا ذکر شد مشروط له حق فسخ عقد را خواهد داشت.

-- شروط باطل و مبطل

بطلان شرط موجب بطلان عقد نمی شود. چون شرط از ارکان عقد نیست که بطلان آن، موجب بطلان عقد شود. اما قانون مدنی در ماده ۲۳۳ شروطی را ذکر کرده است که نه تنها خود باطل هستند بلکه موجب بطلان عقد نیز می‌شوند

1- شرط خلاف مقتضای عقد

مقتضای‌ ذات عقد موضوع اصلی و اثری است که اگر از عقد گرفته شود جوهر و مفاد آنچه مورد تراضی است از بین می‌رود. مقتضای‌ عقد بستگی به نوع عقد دارد هر عقد ی مقتضای خاص خود را دارد. مقتضای عقد بیع، انتقال مالکیت و انتقال منفعت مقتضای عقد اجاره است. حقوقدانان در مبطل بودن این شرط و چرایی و چگونگی آن اختلافاتی دارند. اما به طور کلی توجیه شان این است که طرفین عقد با آوردن این شرط در حقیقت مفادی را که قبلا در عقد تراضی کرده بودند را نفی می‌کنند و به دو انشاء متضاد بر می‌گردد. در عقد بیع تراضی به انتقال ملکیت به مشتری است اگر شرط شود ضمن عقد بیع ملکیت انتقال نیابد و ملکیت در بایع باقی بماند این شرط با انشاء در عقد منافات دارد و انشاء عقد را باطل می‌کند و این تضاد موجب بطلان عقد شده است. در مقابل مقتضای ‌ذات‌ عقد، مقتضای اطلاق عقد قرار دارد که عبارت است از آثار معمولی عقد که عقد بدون ذکر امری از متعاملین، سبب حصول آن اثر می‌شود [۷] شرط بر خلاف مقتضای اطلاق عقد صحیح می‌باشد. مثلا در ضمن عقد بیع شرط شود که مشتری برای مدت معینی حق انتقال مبیع را نداشته باشد.

2- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین است

شرط مجهولی که موجب جهل عوضین شود موجب بطلان عقد می‌شود بدین توضیح که شرط ‌مجهولی که عوضین را در عقد مجهول کند در واقع شرایط اساسی معامله که در ماده ۱۹۰ قانون مدنی ذکرشده را دارا نیست چون معلوم بودن مورد معامله از شرایط اساسی است؛ شرط مجهول معلوم بودن مورد معامله را مجهول نموده و عقد را نیز بعلت نداشتن شرایط اساسی باطل می‌کند. ماده ۴۰۱ و ۴۵۸ قانون مدنی می‌تواند از مصادیق شرط مجهولی باشد که جهل آن به عوضین سرایت می‌کند. ماده ۴۰۱ در مورد مدت خیار‌ شرط است که باید مدت آن دقیقا معلوم باشد. و طبق این ماده اگر برای خیار‌ شرط مدت معین نشده باشد هم شرط‌ خیار و هم بیع باطل خواهد بود. چرا که جهل به مدت خیار جهل به عوضین را به همراه دارد. و یا ماده ۴۵۸ در خصوص بیع شرط مقر نموده است: " و همچنین می‌توانند شرط کنند هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت به تمام یا بعض مبیع را داشته باشد. " اگر آن بعض ثمن یا مبیع مشخص و معلوم نشود و مجهول بماند جهل آنها موجب جهل عوضین شده و بطلان عقد را در پی خواهد داشت.

انواع شرط در فقه

در فقه شرط را به دو قسم تقسیم می‌کنند: شرط ابتدایی و شرط ضمن عقد.

1- شرط ابتدایی

تعهدی‌ که شخص با قصد انشاء یک طرفه علیه خود ایجاد می‌کند. شرطی که یک طرف انشاء می‌کند، اگر توافق طرف مقابل را به همراه داشته باشد نوعی قرارداد و از مصادیق ماده ۱۰ قانون مدنی خواهد بود. اما اگر توافق طرف مقابل نباشد یک تعهد، یک طرفی و عنوان شرط ابتدایی و آثار آن را خواهد داشت.

2- شرط ضمن عقد

شرط یا التزامی که در عقد یا قرارداد به نفع یا ضرر طرفین یا شخص ثالث درج می‌شود. یک نوع تعهد فرعی که طرفین ضمن تعهد اصلی می‌ آورند. در حقوق امامیه هر‌کس بخواهد تعهد یا شرطی نماید که الزام‌ آور باشد باید به صورت شرط ضمن عقد باشد.

رابطه شرط با عقد

شرط ضمن عقد یک تعهد فرعی، همرا تعهد اصلی است که از هر جهت تابع تعهد اصلی می‌باشد به این معنی که صحت، بطلان، نفوذ و عدم نفوذ عقد، موجب صحت یا بطلان و عدم نفوذ یا نفوذ شرط می‌شود. لذا اگر ثابت شود که تعهد اصلی باطل بوده است؛ شرط ضمن آن نیز بی اثر می‌شود. ماده ۲۴۶ قانون مدنی و برعکس، بطلان شرط هیچ اثری روی عقد ندارد.

رعایت شرایط اساسی معامله که در ماده ۱۹۰ قانون مدنی آمده است؛ در شرط لازم نیست؛ با این حال تعدادی از حقوقدانان شرایط ذکر شده در ماده ۱۹۰ را برای شرط لازم می‌دانند. در ماده ۲۴۴ قانون مدنی است که " طرف معامله که شرط به نفع او شده می‌تواند از عمل به آن شرط صرفنظر کند... " مشروط علیه حق انصراف از عمل به شرط را ندارد ولی اگر شرط به نفع هر دو طرف باشد برای زوال شرط رضایت هردو لازم است.

فسخ مبایعه نامه چیست؟

در صورتی که افراد بخواهند خرید و فروشی را انجام دهند می بایست گفته ها و توافقات خود را به صورت مکتوب تنطیم کنند بنابراین ناگزیر هستند در این زمینه بیع نامه ای تنظیم کنند به همین منظور با حضور و مراجعه در دفاتر املاک نسبت به تنظیم بیع نامه اقدام می کنندالبته لازم به ذکر است که افراد می توانند بدون حضور در دفاتر املاک فی مابین خود نسبت به تنظیم مبایعه نامه اقدام کنند اما بهتر است که برای جلوگیری از عواقب احتمالی و ضررهای غیرقابل جبران به دفاتر املاک مراجعه کنند زیرا با توجه به اینکه در سیستم کنونی دفاتر املاک از بابت معاملات کد رهگیری داده می شود و معامله به ثبت می رسد معامله امن تر خواهد بود.مبایعه نامه یک سند عادی است .سند عادی در مقابل سند رسمی قرار می گیرد اسناد رسمی توسط ماموران رسمی یا در دفاتر رسمی تنطیم می شود .در حالی که در خصوص اسناد عادی تنطیم به اینگونه نمی باشد و ممکن است توسط طرفین نیز نوشته شود .در مبایعه نامه طرفین در مورد زمان و مکان تحویل مال و متقابلاً نحوه‌ پرداخت ثمن معامله (مبلغ) تعهداتی را قبول می‫کنند. مبایعه نامه فقط مخصوص املاک نیست.
نکته حائز اهمیت این است که در مبایعه نامه، مالکیت منتقل نمی‌شود، بلکه این انتقال مالکیت، با حضور طرفین قرارداد به جهت تنظیم سند رسمی حاصل می‌گردد به همین دلیل ممکن است در خصوص یک ملک اسناد عادی متفاوتی تنظیم شده باشد به همین دلیل افراد پس از توافقات اولیه که در قالب مبایعه نامه تحقق یافته است می بایست به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کرده و معامله خود را به ثبت رسمی برسانند و در صورت تخلف از این امر از سوی یکی از طرفین و ورود خسارت به طرف دیگر،متضرر می تواند جبران خسارت کند.

حال که با مبایعه نامه آشنا شدیم و تفاوت آن را با سندعادی دریافتیم در ادامه به فسخ این سند می پردازیم.
فسخ مبایعه به معنای بر هم زدن آن می باشد، آن هم در مواردی که قانون اجازه می دهد. هر قراردادی که میان دو طرف بسته می شود ، اصولا آن دو طرف معامله را پایبند به قرارداد می کند . بنابراین اصل بر این است که ماده 219 قانون مدنی در این خصوص بیان می دارد که:عقودی که بر طبق قانون واقع شده بین طرفین عقد و قائم مقام آنها لازم الاجرا و صحیح است مگر اینکه به رضای طرفین یا به علت قانونی فسخ شود.بنابراین اصل بر عدم امکان برهم زدن اختیاری عقود است. در صورتی که عقدی(مبایعه نامه) فسخ شود آثارفسخ نسبت به آینده است، به طور مثال یک نفر مال خود را به دیگری می فروشد، با فسخ معامله تمامی منافع یا خسارتی ناشی از آن مال به خریدار اولیه بر می گردد. از جمله مواردی که بر طبق آن می توان نسبت به فسخ مبایعه نامه اقدام کرد خیارات می باشد که براساس آن ها عقد مبایعه نامه به ضرر یکی از طرفین باشد و خسارت قابل توجهی را برای او به بار آورد، در این صورت شخص خسارت دیده می تواند با تقدیم دادخواست فسخ مبایعه نامه بدان اقدام کند.
لازم به ذکر است که بین فسخ و اقاله (تفاسخ ) فرق وجود دارد ،اقاله زمانی اتفاق می افتد که هر دو طرف دیگر رضایت و میلی نسبت به ادامه انجام تعهدات موجود در مبایعه نامه نداشته باشند، در این صورت با رضایت طرفین می توان مبایعه نامه را اقاله کرد.

حق فسخ چیست؟

حق فسخ در معاملات بین اشخاص رواج دارد و در صورتی که اشخاص اقدام به منعقد کردن قراردادی تحت عنوان بیع بنمایند می توانند از این حق استفاده کنند . حق فسخ اختیاری است که قانون گذار به دو طرف قرارداد داده است تا در صورت وجود شرایط مشخصی بتوانند قرارداد خود را خاتمه دهند . به حق فسخ در اصطلاح حقوقی خیار فسخ یا شرط فسخ هم گفته می شود . خیار به معنی اختیار است و منظور از آن اختیاری است که فرد در فسخ معامله دارد.
به حق فسخ مبایعه نامه در اصطلاح حقوقی خیار فسخ گفته می‌شود. از جمله مواردی که برطبق آن می توان نسبت به فسخ معامله اقدام نمود و از خیار فسخ استفاده کرد معیوب بودن مثمن می باشد.
بنابراین اصل براین است که خیار فسخ با آگاهی و ارداه یکی از دو طرف معامله واقع می شود .
شرط فسخ با حق فسخ متفاوت می باشد و فسخ مبایعه نامه ممکن است به دو صورت ذیل حاصل شود:

1 . توافق طرفین: طرفین قرارداد می توانند ضمن عقد قرارداد یا خارج از آن برای یک یا هر دو طرف معامله یا شخص ثالث، حق فسخ قرار دهند.لازم به ذکر است که استفاده از این حق برای طرفین در مدت مطرح شده در قرارداد می باشد. مثلا یک ماه
2 . حکم قانون: قانون در مواردی برای جلوگیری از ضرری که به طور ناخواسته از قرارداد متوجه یکی از دو طرف معامله است، به طور مستقیم به او حق می دهد که بتواند با فسخ قرارداد از ضرر مذکور جلوگیری کند. مثل معیوب بودن مبیع
بنابراین حق فسخ با شرط فسخ متفاوت بوده زیرا در حق فسخ مبنای فسخ حکم قانون برای جلوگیری از ضرر می باشد در حالی که شرط فسخ بر مبنای توافق طرفین می باشد.

شرایط فسخ مبایعه نامه

برهم زدن مبایعه نامه تحت شرایطی مقدور می باشد که در ادامه به آنها می پردازیم:

1- قاصد بودن فسخ کننده:دارنده حق فسخ قصد برهم زدن معامله را داشته باشد.

2- رضایت فسخ کننده: فسخ کننده باید راضی به فسخ معامله باشد و اگر با اکراه چنین کرد،این فسخ اثر حقوقی ندارد.

3- داشتن اهلیت قانونی :فسخ کننده می بایست دارای اهلیت باشد به این معنا که عاقل ،بالغ و رشید باشد.

علاوه بر شرایط عمومی برای اینکه طرفین بتوانند معامله را فسخ کنند می بایست از خیارات موجود در قانون استفاده نمایند و براساس آنها معامله را برهم بزنند که در ادامه به این خیارات می پردازیم:

1- خیار مجلس: به این معنا که تازمانی که طرفین در مجلس عقد باشند می توانند از این حق استفاده کنند

2- خیار غبن: برای استفاده از خیار غبن می بایست یکی از طرفین مغبون شده و یا به اصطلاح گول خورده باشد.

3- خیار شرط: در صورتی می توان از این اختیار استفاده کرد که مدت توافق شده بین طرفین منقضی نشده باشد. طرفین قرارداد می توانند ضمن عقد قرارداد یا خارج از آن برای یک یا هر دو طرف معامله یا شخص ثالث، حق فسخ قرار دهند. این حق فسخ می تواند به شکل شرطی در عقد قرارداد عنوان شود مثل اینکه شخصی خانه ای را به دیگری بفروشد و در آن شرط شود که هر کدام از طرفین یا شخص ثالث هر وقت مایل باشند بتوانند ظرف یک ماه آن معامله را فسخ کنند که طبق ماده 399 قانون مدنی به آن اصطلاحا خیار شرط گفته می شود.

4- خیار تدلیس: در صورتی که یکی از طرفین مال خود را از آنچه که هست و واقعیت دارد بهتر نشان داده باشد طرف مقابل این حق را دارد که براساس خیار فسخ عقد را برهم بزند.

5- خیار تخلف از شرط: بر اساس این خیار فروشده یا خریدار شرطی را در معامله قرار داده اند ولی به آن عمل نمیکند..

6- و سایر خیارات از جمله: خیارعیب-خیار شرکت-خیار تاْخیر تادیه-خیار حیوان، خیار تعذر تسلیم از مواردی هستند که در فسخ قرارداد مورد بحث قرار می گیرد.

شرط مندرج در قرارداد بر سه قسم تقسیم می شود .کطابق ماده 234 قانون مدنی :شرط بر سه قسم است:

۱-شرط صفت

۲-شرط نتیجه

۳-شرط فعل اثباتاً یا نفیاً

-- شرط صفت: ممکن است شرط مندرج در قرارداد به صورت شرط صفت باشد یعنی شرطی راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله در قرارداد بیان شود و در قرارداد شرط شود، مبیع دارای صفت و ویژگی خاصی باشد، مثل اینکه شخصی بگوید به شرطی این پالتو را را از شما می خرم که چرم باشد یا یه شرطی این کیسه گندم را می خرم که پنجاه کیلو باشد. در چنین حالتی اگر مبیع فاقد ویژگی مطرح شده در قرارداد را نداشته باشد ، برای خریدار حق فسخ ایجاد می شود.

-- شرط فعل: ممکن است شرط موجود در قرارداد شرط فعل باشد یعنی یعنی اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین (طرفین معامله) یا بر شخص خارجی شرط شود، مثل اینکه شخصی بگوید من موتور خود را به شما می فروشم به قیمت ده میلیون تومان و در ضمن عقد شرط می کنم که شما خانه مرا رنگ آمیزی کنید.حال اگر شخصی که تعهد کرده ،عمل موردنظر را انجام ندهد ، شخصی که تعهد به نفع او شده است، ابتدا باید الزام متهد به به انجام تعهد را از دادگاه بخواهد. در صورتی که متعهد تعهد خویش را انجام نداد، متعهدله می تواند شخصاً یا از طریق شخص ثالث، تعهد را انجام و هزینه های آن را از متعهد مطالبه و دریافت نماید. در صورتی که امکان اجرای تعهد از طریق متعهدله و یا شخص ثالث نیز نباشد، متعهد له می تواند نسبت به فسخ قرارداد اقدام نماید.

قانون مدنی در مواد مختلفی شرط فعل را مورد توجه قرار داده است که در ادامه به آنها می پردازیم:
براساس ماده۲۳۷ قانون مدنی: هر گاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتا” يا نفيا” كسي كه ملتزم بانجام شرط شده است بايد آن را بجا بياورد و در صورت تخلف طرف معامله مي تواند به حاكم رجوع نموده تقاضاي اجبار به وفاء شرط بنمايد.
براساس ماده۲۳۸ قانون مدنی: هر گاه فعلي در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غير مقدور ولي انجام آن بوسيله شخص ديگري مقدور باشد حاكم مي تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم كند.
براساس ماده۲۳۹ قانون مدنی: هر گاه اجبار مشروط عليه براي انجام فعل مشروط ممكن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالي نباشد كه ديگري بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت.

-- شرط نتیجه: ممکن است شرط موجود در قرارداد شرط نتیجه باشد به این معنا که هدف تحقق اثر يك عمل حقوقي باشد و این عمل حقوقی می تواندعقد باشد يا ايقاع.به طور مثال وقتی شخصی بگوید من ماشین خود را به قیمت 90 میلیون تومان به شما می‌فروشم به شرطی که در مقابل طلب برادر من بخشیده شود . یعنی دائن با اختیار از دین خود صرف نظر نماید. در اين شرط نیز همانند شرط صفت نمي توان مشروط عليه را به انجام آن الزام نمود، زيرا در صورت وجود شرايط لازم، شرط نتيجه با تحقق عقد حاصل مي شود و در صورت عدم اجتماع شرايط مزبور، شرط مذكور محقق نمي شود. پس مشروط له نمي تواند، به جا آوردن مفاد شرط را از مشروط عليه مطالبه نمايد، زيرا انجام دادن عملي به عهده مشروط عليه نبوده است و در نتيجه اثر تخلف از شرط براي مشروط له، فقط حق فسخ معامله اصلي است.

نکته حائز اهمیت این است که حق فسخ قرارداد به دلیل تخلف متعهد از شرط قراردادی، فوریت ندارد و صاحب حق فسخ هر زمان که بخواهد می تواند اقدام به فسخ قرارداد نماید. این حق فسخ به ورثه نیز منتقل می گردد.. براساس ماده۲۴۶ قانون مدنی: در صورتي كه معامله به واسطه اقاله يا فسخ بهم بخورد شرطي كه در ضمن آن شده است باطل ميشود و اگر كسي كه ملزم به انجام شرط بوده است عمل به شرط كرده باشد مي تواند عوض او را از مشروط له بگيرد.

دلایل فسخ مبایعه نامه

در زیر مواردی که موجب فسخ بیع نامه می‌شوند ذکر شده است:

- خیار تدلیس

در معامله‌ای که خریدار یا فروشنده، اقدامی انجام دهد که باعث فریب طرف دیگر شود، شخص فریب خورده اختیار فسخ دارد.

- خیار عیب

در مواردی که پس از معامله معلوم شود کالا معیوب بوده، قانونگذار به خریدار این حق را داده که بر طبق خیار عیب معامله را برهم بزند
باید توجه داشت طبق قانون این عیب باید طوری باشد که از ارزش کالا یا استفاده متعارف آن کاسته شود.

- خیار تخلف از شرط

فروشنده یا خریدار شرط کند کاری که انجام می‌دهد، یا مالی که می‌فروشد دارای ویژگی‌هایی خاصی است، اما به آن شرط عمل نکند یا آن مال دارای خصوصیات شرط شده نباشد، در این صورت دیگری‌ می‌تواند با حدود و شرایطی معامله را بر هم بزند.

- خیار تاخیر ثمن

در معاملات نقدی اگر ظرف سه روز خریدار مبلغ معامله (ثمن ) را نپردازد، فروشنده می‎تواند از تحویل کالا به خریدار خودداری کند.
بنابراین این خیار مختص فروشنده است که در اثر نپرداختن ثمن در ظرف سه روز از تاریخ معامله اختیار فسخ مبایعه نامه را دارد.

- خیار مجلس

تا زمانی که طرف‌های معامله در محل توافق یا بنگاه حضور دارند، این حق به آن‌ها داده شده که از معامله پشیمان شوند و معامله را فسخ کنند.
به این ترتیب خیار مجلس تا زمانی که دو طرف از هم جدا نشده باشند و در کنار هم هستند محقق می‎شود

نحوه فسخ مبایعه نامه

در مواردی که قانون اجازه می‌دهد ،طرف های قرارداد می‌توانند عقد را فسخ کنند. البته اصل بر این است که هیچ کدام از افراد نمی‌توانند قرارداد را به طور یک جانبه بر هم بزنند. در این مورد قانون مقرر کرده است : «عقودی که طبق قانون واقع شده، بین طرف های عقد و نماینده آن ها لازم الاجرا و صحیح است مگر اینکه با رضایت طرف ها یا به علت قانونی فسخ شود». به این ترتیب با توجه به نظر قانوگذار اصل بر عدم امکان برهم زدن اختیاری عقود است. شایان ذکر است، اثر فسخ مبایعه نامه نسبت به آینده است. به طور مثال در موردی که شخصی مال خود را به دیگری می‌فروشد، با فسخ معامله کلیه منافع یا خسارت ناشی از آن مال به خریدار اولیه بر می‌گردد.

موارد مقدور نبودن فسخ

در مواردی اگر خریدار بفهمد که مال عیبی دارد، نمی تواند معامله را به هم بزند یا تفاوت قیمت بگیرد که به شرح ذیل است.

- موقع خریدن مال، عیب مال را بداند.

- به عیب مال راضی شود.

- در وقت معامله بگوید که اگر مال عیبی داشته باشد، پس نمی دهم و تفاوت قیمت هم نمی گیرم.

- فروشنده در وقت معامله بگوید که این مال را با هر عیبی که دارد می فروشم، اما اگر عیبی را معین کند و بگوید که مال را با این عیب می فروشم و سپس معلوم شود عیب دیگری هم دارد، خریدار می تواند برای عیبی که فروشنده معین نکرده است، مال را پس دهد یا تفاوت قیمت بگیرد.

آثار فسخ قرارداد

در قانون مدنی به صراحت مشخص نشده است که وضعیت قرارداد پس از فسخ چگونه می شود اما می توان از آثار اقاله در این مورد نیز استفاده کر دزیرا در اقاله نیز به مانند فسخ قرارداد منحل شده و از بین می رود .تفاوت اقاله و فسخ در این است که در اقاله دوطرف با توافق عقد را برهم می زنند در حالی که در فسخ یکی از طرفین یا شخص ثالث نسبت به این امر اقدام می کند.بنابر این وحدت ملاک می توان گفت که در صورتی که عقدی در اثر فسخ از بین برود هریک از ثمن و مثمن به مالک قبل از فسخ مسترد می شود، اگر در مبیع عیبی حادث شده باشد یا اینکه مبیع تلف شود این موارد مانع از فسخ نمی باشد و در این حالت قیمت ،بدل یا ارش تعیین می شود.

رویه قانونی شرایط فسخ مبایعه نامه

شخصی که قصد فسخ قراردادی را دارد باید ابتدا اراده خود مبنی بر فسخ معامله را به طرف قرارداد اعلام کند که معمولا این امر به وسیله ارسال اظهار نامه به طرف قرارداد صورت می‌گیرد، سپس باید دعوایی تحت عنوان اعلام فسخ قرارداد را در دادگاه صالح که می‌تواند حسب مورد دادگاه محل اقامتگاه خوانده یا دادگاه محل وقوع مال غیر منقول باشد، اقامه کند.
فسخ قرارداد با اراده ذی‌حق صورت می‌گیرد و دادگاه نقشی در این امر ندارد؛ بنابراین مراجعه به دادگاه بیشتر جهت تمکین طرف عقد به آثار پس از فسخ قرارداد مثل استرداد مبیع یا ثمن صورت می‌گیرد و اگر طرف عقد فسخ را بپذیرد اساسا حتی نیازی به مراجعه به دادگاه وجود ندارد. دادگاه تنها در صورت درخواست فاسخ حکم اعلامی مبنی بر تحقق فسخ صادر می‌کند و در مقام تایید صحت فسخ صورت گرفته است.

مبایعه نامه یا همان بیع نامه از جمله اسناد عادی می باشد که در خرید و فروش ها بین مردم تنظیم می شود.مبایعه نامه فراتر ازتفاهم نامه و توافق نامه می باشد . دو طرف (خریدار و فروشنده) در صورتی که بخواهند نسبت به تنظیم مبایعه نامه اقدام نمایند می بایست ابتدا نسبت به محتویات بیع نامه به توافق و تفاهم برسند.برای اینکه توافق فی مابین طرفین حاصل شود می بایست به درستی مشخص شود که معامله و ارکان توافق چیست .بیع از جمله عقود لازم می باشد و جز در مواردی که حق فسخ می باشد قابل برهم زدن نیست. شروط ضمن عقد و خیارات سبب می شوند که عقد بیع قابل فسخ باشد بنابراین برخلاف عقود جایز فسخ عقود لازم به راحتی ممکن نمی باشد. براساس ماده 219 قانون مدنی : عقودی که بر طبق قانون واقع شده بین طرفین عقد و قائم مقام آنها لازم الاجرا و صحیح است مگر اینکه به رضای طرفین یا به علت قانونی فسخ شود» بنابراین اصل بر عدم امکان برهم زدن اختیاری عقود است.
در خصوص مبایعه نامه می بایست به نکات ذیل توجه کرد:

- هر دو طرف تعهدات مندرج در قرارداد را بپذیرند بنابراین اگر.فقط یکی از طرف های معامله تعهدات را قبول کند آن سند دیگر بیع ‌نامه نیست.

- در صورتی که خریداران متعدد باشند مبایعه نامه باید به امضای کلیه آن ها برسد و همچنین سهم هر یک مشخص شده باشد.

- در صورتی که خریدار از وکیل استفاده نماید باید اصالت وکالتنامه و هویت وکیل و اصیل بررسی و نیز یک نسخه رونوشت از وکالتنامه از وکیل گرفته شود.

- در صورتی که فروشنده باشید می توانید از حق حبس استفاده نمایید و تا زمانی که مبلغ مورد معاملعه را دریافت نکرده اید از تحویل مبیع خودداری کنید.